داستان کوتاه

روزی پسری یک چراغ جادو پیدا می کند.
غول چراغ جادو از او می خواهد که یک آرزو کند تا براورده اش کند.
ولی پدر آن پسر فقیر است و مادرش نابینا و خواهرش بچه دار نمی شود.

 

سوال:  پسر چگونه با یک آرزو همه ی مشکلات خانواده اش را حل کند؟

 

توجه:   آرزو نباید کلی باشد یعنی آرزو کند که آرزوی همه براورده شود و غیره.

راهنمایی: آرزوی پسر باید اتفاقی باشد که در آینده قرار است رخ دهد.

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

 

پاسخ:
آرزو کند که:
مادرش بچه ی دخترشو تو تخت طلا ببینه.

/ 9 نظر / 30 بازدید
خودم

سلام آرزوی جالبی بود. از برگشتنتون خوشحالم

زهرا

خوب بود

کامی

عالی بود

aysouda

[دست]بسیار زیرکانه

miko

یه شونصد چرخ پووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول مثلا[گاوچران]

هورمزد

دعا کننده یا جهود بوده یا اصفهانی[قهقهه][قهقهه]عجب فکری کرد!

ارشیا

خوب بود .ولی میتونست آرزو کنه که هر آرزویی که داره براورده شه[نیشخند]

پارمیدا

فوق العاده بود مرسی[تایید][تایید][تایید]لایک داری