داستان کوتاه

 یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت )

شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود.

پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟

گفتند: ازآن شماست

تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات، عملی انجام نداده ام.

به او گفتند: تعجب کردی؟

گفت:آری.

گفتند: تعجب نکن.

این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »

/ 3 نظر / 54 بازدید
reza

خیلی سایت خوبی دارین از تمام زحماتتون هم متشکرم . انشاالاه از این بهتر بشه

ساحل

خیلی خوب و اموزنده بود[رویا]

FMJ

سلام وبلاگ خیلی خوبی دارین موفق باشید به وبلاگ من هم سر بزنید،ممنون