روزی یکی از اشخاص از خودراضی در غیاب "ولتر" نویسنده معروف فرانسوی به دیدنش رفته بود . برخلاف انتظار دید که وضع اتاق "ولتر" بسیار درهم و آشفته است و گرد و خاک زیادی هم روی میز تحریرش نشسته است !

از فرط ناراحتی با انگشت خود روی همان میز گردآلود نوشت : "خر!" و رفت ...

فردای آن روز تصادفا ولتر را در خیابان دید و گفت :

 -  دیروز خدمت رسیدم تشریف نداشتید .

 ولتر با نگاهی فیلسوفانه گفت :

 - بله ! کارت ویزیت شما را روی میز تحریر دیدم !!