ملک ضیاءالدین امیر کابل به منظور تهدید این رباعی را برای شمس الدین امیرغور فرستاد :

غوری بچه یی به کین کابل برخاست 

با همچو منی  سخن بخواهد آراست

تو شمسی و من ضیاء و داند همه کس

کآوردن شمس بر فلک کار ضیا است

                   

ملک شمس الدین این جواب را برای او فرستاد :

ای بی خبر از خویش نگه کن چپ و راست

با همچو منی خصومت از بهر چه خاست

من  شمسم  و  تو  ضیاء  و  داند  همه  کس 

کز شمس  بود هر چه  در آفاق  ضیاست