ظریفی با عربی همراه شد  ، در آن اثناء از او پرسید که چه نام داری؟

گفت : مطر ! یهنی باران . گفت کنیت تو چیست ؟ گفت : ابوالغیث یعنی پدر باران .

گفت : پدرت چه نام دارد ؟ گفت: فرات !

گفت: کنیت او چیست ؟ گفت : ابوالفیض ! یعنی پدر آب روان .

گفت : نام مادرت چیست ؟ گفت : سحاب ! یعنی ابر . گفت : کنیت او چیست ؟ گفت : ام البحر ! یعنی مادر دریا .

  گفت : برای خدای ، لحظه ای باش تا زورقی پیدا کنم  ، و گرنه درهمراهی با تو غرق خواهم شد !

منبع :   لطایف الطوایف