هنگامی که برادران یوسف (علیه السلام)

 میخواستند او را به چاه بیفکنند ،

 وی خندید ،

 برادرانش تعجب کردند و گفتند : برای چه می خندی ؟!

 حضرت یوسف (علیه السلام) راز خنده خود را این گونه بیان کرد:

 فراموش نمی کنم روزی را که،

  به شما برادران نیرومند نظر افکندم

 و خوشحال شدم و با خود گفتم :

 کسی که ١١ برادر نیرومند داشته باشد ؛

 از حوادث سخت چه غمی خواهد داشت !

 روزی به بازوان شما ، دل بستم ،

  اما اکنون در چنگال شما گرفتارم  و به شما پناه می برم ولی

 ولی به من پناه نمی دهید.

خدا ؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم

 که به غیر او ( حتی برادرانم )تکیه نکنم .

 

منبع : تفسیر نمونه جلد ٩