رختشویی لباس هرکس را برای صابون زدن میگرفت دیگر پس نمیداد و میگفت : «گم شده یا دزد برده است» و از این جهت هیچکس دو مرتبه به او لباس نمیداد و همیشه میبایستی در جستجوی مشتری تازه و بی سابقه ای باشد

روزی نزد مسافری که مرتبه دیگر لباس او را برای شستن برده و خورده بود لکن فراموش کرده او را نمیشناخت رفت و گفت : «آقا لباسهایتان را بدهید صابون بزنم.»

که او را شناخت گفت: «صابون شما یک مرتبه به رخت من خورده و کافی است