مرد درحالی که سرش توی روزنامه بود گفت : ما در مرحله گذار هستیم...
زن گفت : مقصودت مرحله غارت است ؟
 مرد ادامه داد  و  گفت : همه کشورها این لحظات را تجربه کرده اند
همه جا  ... لندن ...  پاریس ...
زن گفت :یعنی  به اصطلاح دیگر حالا نوبت تجربه مونگلاست اونم تو قرن بیست ویکم.
مرد گفت : اگر منطقی فکر کنی...
زن چرخید رو به قفسه کتابخانه و گفت:
منطقم رفته تو منطقه منطق یاد بگیره ، دستش ماند روی کتاب زرشکی. کتاب را برداشت کتابهای دیگر روی هم یله شدند. حتما باید اینجا باشد ...
مرد گفت به هرحال چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم  دوران گذار است.
زن ورق زنان گفت: گذار به چی.
مرد گفت به همان چیزی که تو می خواستی.
زن گفت: لازم است برای رسیدن به این چیز همه توی یه کاسه پر از لجن غلت و واغلت بزنیم ؟

و مرد سکوت کرد ...