ترسایی (یک مسیحی) از شیخ ابو بکر ورّاق سؤال کرد که چرا جایز است، خدای را جلَّ جلالَه، ابراهیم را دوست گیرد؟ و جایز نمی دارید که عیسی را فرزند گیرد؟ ابوبکر وَرّاق جواب داد که: فرزند اقتضای جنسیت کند و خدای را جنس نیست! ولی دوستی، اقتضای جنسیت نکند. مگر نمی بینی که کسی اسبی یا جواهری یا لباس و ساختمانی را دوست دارد ولی آن ها را به فرزندی نگیرد. تا بدانی که فرزند اقتضای تجانس کند و خداوند جنس ندارد. ترسا چون این سخن بشنید، مسلمان گشت و به دین اسلام درآمد.