روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد .
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید : برای چه عقربی را که نیش می زند نجات میدهی ؟ مرد پاسخ داد : این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش میزند ؟؟

اینگونه باشیم هرچند سخت است ...
عشق ورزیدن را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن .حتی اگر دیگران تو را بیازارند ...

===

پ . ن : وقتی بالا نوشتم اینگونه باشیم منظورم این نبود که مثل عقرب به هرکسی که بهمون خوبی کرد نیش بزنیم ...