یه روز یکی میره مغازه لوازم خونگی چشش میافته به فلاسک .
میپرسه آقا اون چیه؟
مغازه دار میگه اون فلاسکه .
میپرسه کارش چیه ؟
میگه هر چیز سردی رو بزاری تو ش سرد نگه میداره هر چیز گرم هم بذاری توش گرم نگه میداره .
مرده خوشحال میشه و یکی میخره فردا که میره اداره باخودش میبره .
رییسش وقتی فلاسکو میبینه میگه ببینم چی تو اون فلاسکت داری؟
میگه اقای رییس ٢ تا الاسکا دارم با ٣ تا فنجون قهوه!!!!
حکایت بالا حکایت ما ادماست تو فلاسک دلمون همه چی داریم دین و ایمون و دروغ و ریا و ربا و دنیا و محبت و ...