عاقبت یک روز مغرب محو تماشای مشرق میشود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود

شرط میبندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق میشود . . .

هزار گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو تو را هزار بار تکرار میکند . . .

به سه دوست صمیمی میگم که تحویلت نگیرن !

غم و حسرت و تنهائی . . .

٫٬¤×،٪×()٫¤٪×،٬٬<>>؛:*

میدونی این یعنی چی !؟

یعنی به طور عجیبی دوست دارم !

بقیه در ادامه مطلب


اجازه هست که تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟

روزی صد دفعه  بگم که میمیرم برات ؟

اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی ؟

خیال کنم دل منو دیگه بهم پس نمیدی ؟

ز من پنهان نکن چشمان ماهت را / ز صد نقاش بهتر میکشم ناز نگاهت را

خسته از نامردی ام از مرغ شب تنها ترم / آنقدر تنها که کس جز غم نباشد باورم

کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند

مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .

نبض لحظه رو نگه دار  نذار عشقمون بمیره  / نذار ضربه های ساعت ، منو از تو پس بگیره

عقربک های زمونه ، خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا دل که باورش نمیشه . . .

گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد

و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .

چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .

با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست

منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . .

مینویسم ( د ی د ا ر )

تو اگر با من و دلتنگ منی ، یک به یک فاصله ها را بردار . . .

عشق یعنی با غم الفت داشتن / سوختن با درد نسبت داشتن

عشق در یک جمله یعنی انتظار / انتظار روز رجعت داشتن . . .

خواهم ز خدا که بی وفایم نکند / غرق گناهم ولی رهایم نکند . . .

عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست . . .

کسی آرام میآید نگاهش خیس عرفان است

قدم هایش پر از معنا ، دلش از جنس باران است

کسی فانوس بر دستش ، بسان نور میآید . . .

هنوزم انتظار و انتظار است / هنوزم دل بی تو بی قرار است

هنوز خواب میبینم به شب ها / همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که جمعه آید روزی / همان مردی که پایان انتظار است . . .

نه یادم میکنی نه میروی یاد / به نیکی باد یادت ای پریزاد

مرا کردی تو ای دوست فراموش / فراموشی ست رسم آدمیزاد . . .

دوستان خرده گرفتند که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی ؟!؟

سحر که برگ گل تر شد ز شبنم / نسیم ، آهسته زلفش ریخت بر هم

بیاور عطر زلفش سوی فایز / مرا فارغ کن از غم های عالم . . .

همه با یار خوشند و ما به غم یار خوشیم

کار سختی است ولی ما به همین کار خوشیم . . .

ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود

من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .

اندر دل من بدین عیانی که توئی / وز دیده من بدین نهانی که تویئ

وصاف تو را وصف نداند کردن / تو خود به صفات خود چنانی که توئی . . .

در عشق تو از بس که خروش آوردیم / دریای سپهر را به جوش آوردیم

چون با تو  خروش  و جوش ما در نگرفت / رفتیم و زبان های خموش آوردیم . . .

از عشق تو گفتم و نمک گیر شدم / تا ساحل چشمان تو تکثیر شدم

گفتند غروب جمعه خواهی آمد / آن قدر نیامدی که من پیر شدم . . .

اوج نیازم در به در نگاهته / آرامش درون من دیدن روی ماهته . . .

بیا ای گل که از روی چون گلت در بهار من پیدا شد

بیا کز بوی تو ای گل هزار انگیزه پیدا شد . . .

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زده ستاره در شب یعنی / تو چمدان ماه ، خورشیدی هست . . .

امروز مرا بخوان که فردا دیر است  / این خواب عجیب ما چه بی تعبیر است

فردا که ببینمت دگر عشقی نیست / فردا دل من از آشنائی سیر است . . .

به شب نالم ، شب شبگیر نالم / گهی از بخت بی تدبیر تالم

 بنالم چون پلنگ تیر خورده / گهی چون شیر در زنجیر نالم . . .

عشق اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم

آنچه هرگز نرسد ، روز جدائی باشد . . .

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که دلداری نیست

رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر

کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .