جوانی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت، من مردی گناهکارم و نمی‏توانم خود را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

امام حسین علیه السلام فرمود:

«پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می‏خواهی گناه کن.

 

اول: روزی خدا را مخور و هر چه می‏خواهی گناه کن.

 

دوم: از حکومت‏خدا بیرون برو و هر چه می‏خواهی گناه کن.

 

سوم: جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می‏خواهی گناه کن.

 

چهارم: وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می‏خواهی گناه کن.

 

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می‏برد در آتش وارد مشو و هر چه می‏خواهی گناه کن

 

جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت‏های طرح شده چاره‏ای جز توبه نداشت.

 

 =============

ظریفی می گفت :

ما هیچ وقت خدا شناس نشدیم

کلی تو مدرسه اینور اونور حرف زدن اما ازمون خداشناس نساختند!

و خودمون هم نرفتیم خدا شناس بشیم!

 

و همیشه فکر می کنیم اقدام برای این مسئله بیهوده است...

 

کامپیوتر رو میریم یاد می گیریم دینمون رو یه ترم درموردش نمیریم کلاسی پیش استادی...

آیا واقعا پاسخ به سئوالاتی مثل از کجا اومدم به کجا میرم الآن کجام خیلی بی ارزشه؟!

آیا واقعا فهمیدن ارزش و مفهوم این حیات رو که بالاخره ما اینجا چی کاره ایم کم چیزیه؟

 

نتیجه چی میشه؟

همین گناه

همین انحرافات

همین پشیمانی ها(امان امان امان از این پشیمانی ها)

همین منحرف شدن به اسلام های من در آوردی گروهک های مختلف...