باز هم من زنده ام آه ای خدا ،

 

متشکرم !

  

باز باران بر غبار شیشه ها ،

 

متشکرم ؛

 

 باز هم خمیازه و بیداری و صبحی دگر ؛

 

 دیدن آیینه و نور و صدا ،

 

متشکرم ؛

 

 باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم ؛

 

 فرصت دیدار تو در این فضا ،

 

متشکرم ؛

 

 بار دیگر می توانم بو کنم از پنجره ؛

 

 یاس خیس خانه همسایه را ،

 

متشکرم ؛

 

 کفش هایم را بپوشم ، شانه بر مویم زنم ؛

 

 کیف پولت را نمی خواهی؟ چرا !

 

متشکرم ؛

  

گرچه با این وقت پر ، گهگاه یادت می کنم ؛

 

 خاطرم جمع است می بخشی مرا ،

 

متشکرم ؛

 

 بعد از اول نماز روز، از من تو بگیر ؛

 

 این تغزل را به عنوان دعا ،

 

متشکرم !