یه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشکلم خودم رو از بالای ساختمان ده طبقه پرت کنم پایین

==========

طبقه دهم زوجی رو دیدم که با عصبانیت با هم جر و بحث و دعوا می کردند. اونها زندگی رو برای هم جهنم کرده بودند.

************ 

 طبقه نهم معلول ناتوانی رو دیدم که قبلا راننده ماشینهای مسابقه ای بود و بر اثر تصادف قطع نخاع شده بود. اون به جامهای قهرمانیش نگاه می کرد و مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد

************ 

طبقه هشتم مردی رو دیدم که همسرش رو در یک تصادف از دست داده بود و غمگین بود 

**************

 طبقه هفتم دختری رو  دیدم که قرص های ضد افسردگی روزانه اش رو می خورد

**************

  طبقه ششم شخص بیکار رو دیدیم که هفت تا روزنامه خریده بود و نا امیدانه دنبال کار می گشت

 ***************

 
طبقه پنجم آقایی رو دیدم که کلیه هاش رو از دست داده بود و باید با رنج زیاد و طاقت فرسا دیالیز می شد ... خدای من اون حتی پولی نداشت تا ...

***************

  طبقه چهارم دختری با استعداد و غمگینی رو دیدیم که برای تامین مخارج زندگی خودش و خونواده اش مجبور شده بود دست از تحصیل برداره و کارکنه

************

 

طبقه سوم مرد پیری رو دیدم که امیدوارانه منتظر بود تا کسی زنگ خونه اش رو بزنه و به دیدنش بیاد . اون همسرش رو سالها بود که از دست داده بود و تنها دلخوشی اش بچه ها و نوه هاش بودند که خیلی دیر به دیر سری بهش می زدند.

*****************  
طبقه دوم زنی رو دیدم که همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از یک سال و نیم پیش نا پدید شده بود می خورد

******************

 قبل از اینکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر می کردم من بد شانس ترین فرد دنیا هستم


الان می دونم که هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره بعد از اینکه تمام اینها رو دیدم به این موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم. کاشخدا شانس دیگری به من می داد ... ولی افسوس ...

همه اون آدم هایی که دیدم الان دارند به من نگاه می کنند و حتما پیش خودشون فکر می کنند که اونقدر ها هم بدبخت نیستند .

خوشبختانه من روی یک کامیون حمل زباله فرود اومدم و طوریم نشد. هرچند لباسم کمی کثیف شده اما ذهنم پاکیزه و پاک شد. خدایا شکرت که زندگی دوباره ای به من دادی . من دوباره برمی خیزم چون ...

 من خوشبخت ترین انسانم ...

خیلی خوبه که آدم مهم باشه ولی مهم تر از همه اینه که آدم خوب باشه و هر مقامی هم که باشه مغرور نباشه.
 
این داستان کوتاه رو به تمام دوستانتون بفرستید و بهشون یاد آوری کنید که زندگی با مشکلاتش زیباست و واقعا ارزشمند .

با کمی تغییر و تلخیص به سلیقه شخصی