مدتها بود مترو سوار بود وچون همیشه در ایستگاههای بین راهی سوار وپیاده میشد همیشه گرفتارازدحام مسافر بود . چه موقع سوار شدن وچه موقع پیاده شدن ورد زبونش این عبارت بود ..آقا هل نده ... آقا هل نده.... چند بار هم بابت این هل دادنها با دیگران دعواش شده بود. یه بارهم جوری هلش داه بودند که سرش به دیوار مقابل خورده بود . خلاصه از این بابت خیلی ناراحت بود وهمیشه به زمین زمان بد می گفت. اما... اما... یکروز که داشت روزنامه می خوند خبری توجهش رو جلب کرد: " مسئولین متروی ژاپن جهت هل دادن مردم به داخل واگن مترو نیرو استخدام می کنند "...

اینجا بود که احساس شرمندگی بهش دست داد... اینهمه مدت  بطور مجانی وافتخاری هل داده میشده واون در جواب اینهمه محبت چه عکس العمل بدی در برابر هل دهنده ها داشته... ازاون به بعد ، بعد از هر هل دادن این کلمات رو تکرار میکنه: ممنونم.... متشکرم... محبت کردید... مرحمت عالی زیاد ...