مهارت شاد بودن

شاد بودن یک ویژگی ذاتی نیست، قاعده دارد

شاد بودن یک ویژگی ذاتی نیست؛ قوانین و قواعدی دارد که با اندک مطالعه و برنامه‌ریزی می‌توان به آن دست یافت.
اگر خوب به دور و بر خود نگاه کنیم، چهره‌‌های عبوس و گرفته‌ای را می‌بینیم که دچار روزمرگی شده‌اند و شادی را از یاد برده‌اند. زندگی زیباترین هدیه‌ خداوند است به ما، چه خوب است که ما تا آنجا که می‌توانیم، تلاش کنیم و یاد بگیریم تا از این فرصت و نعمت استفاده کنیم و به دیگران هم انرژی خوب زندگی کردن ببخشیم.
تلاش برای خوب زندگی کردن در ابتدای راه کمی و حتی گاهی اوقات (وقتی ما دچار مشکلی هستیم) سخت به نظر می‌رسد، اما وقتی اولین قدم برداشته شود، کم‌کم از بار سختی راه کاسته می‌شود احساسی خوب شما را به جلو می‌راند. باور نمی‌کنید، یک بار امتحان کنید.
نشاط و شادی
بیشتر ما کودکی‌‌هایمان را به خاطر داریم. شاد بودیم و پر انرژی. اما گویا هر چه جلوتر می‌رویم بیشتر در این باتلاق مشکلات گرفتار می‌شویم و فراموش می‌کنیم که با فرو رفتن در این باتلاق نشاط و شادی کودکی‌مان از دست می‌رود. قدرت حرکت ما و در حقیقت دو بال پرواز و اوج ما یکی روحیه با نشاط و شاداب است و دیگری امید به اوج و رسیدن به آبی بی‌کران. تا می‌توانید از بعضی افسانه‌‌های پوچ و تخیلات رویایی چشم بپوشید و آنها را به حال خودشان بگذارید. اگر شما در هر لحظه برای یک چیز ارزشمند زندگی می‌کنید، قطعا شما در زندگی هدف دارید. بنابراین شما شخص باهوش و روشن فکری هستید. این طبیعی است که در زندگی هر کس حتما به مساله‌ای برخورد خواهد کرد اما حل کردن مساله یک عامل موثر در شادکامی شماست اما هرگاه آن مساله خارج از قدرت و توانایی شما بود، انگیزه شاد زیستن را انتخاب کنید. از غمگینی و انزوا دوری کنید و با خود تکرار کنید که با یک مساله روبه‌رو هستید نه یک مشکل و مساله قابل حل است. آرام باشید و شاد. آنگاه خواهید دید که چه معجزه‌آسا راه‌حل‌‌های مساله برایتان روشن خواهد شد.
از بی حالی و بی حرکتی دوری کنید
قبل از هر چیز فهرست کوچکی از بعضی علائم بی‌حالی و بی‌حرکتی را نام می‌بریم تا دقیق‌تر بررسی کنیم:
شما نمی‌توانید با عشق و علاقه با همسر و بچه‌‌هایتان صحبت کنید اگر چه دلتان بخواهد.
عشق را دوست دارید اما به آن گرایشی ندارید.
تمام روز در خانه می‌نشینید و به فکر فرو می‌روید.
شما از بازی‌های نشاط آور ورزشی امتناع می‌ورزید.
شما نمی‌توانید بخوابید چون از چیزی رنج می‌برید و در عذابید.
عصبانیت شما مانع از فکر کردنتان می‌شود و ممکن است کمی بد اخلاق و زود رنج شده باشید. خب. حالا یکی از راه‌های مبارزه با
بی حالی، آموختن زندگی در لحظه و حال است.
فراموش نکنیم که تنها حالا‌ست که وجود دارد. آینده هم لحظه‌‌های زمان دیگری است که وقتی برسد زندگی می‌کنیم. چیزی که تقریبا امروزه به‌صورت اپیدمی اجتماعی درآمده است، این است که می‌گویند: برای آینده صرفه جویی کنید، به فکر فردا و آینده خودتان باشید و دائم شما را از آینده می‌ترسانند. کار شما دقیقا مثل یک راننده است. راننده خوب وقتی پشت فرمان است هیچگاه به دوردست‌ها نگاه نمی‌کند بلکه فاصله معینی از ماشین جلویی را محاسبه می‌کند. برای لذت بردن از زندگی باید در زمان حال باشید نه نگران آینده. البته برای آینده خود فکر و برنامه‌ریزی داشته باشید اما ترس از آینده، هرگز.
عقل سالم در بدن سالم
یکی از بهترین راه‌های مبارزه با بی حالی و کسلی، ورزش و خصوصا ورزش صبحگاهی است. شما بعد از اولین جلسه ورزش صبحگاهی خواهید دید که چقدر پر انرژی و شاد هستید ضمن اینکه با دوستان خوبی آشنا شدید که همگی مملو از انرژی مثبت و شادی هستند، درست مثل شما. پس فرصت را از دست ندهید. فردا دیر است از همین امروز شروع کنید.
با نیروی عشق خود را محک بزنید
عشق لغتی است که تعریف‌‌های زیادی دارد. این هم یک نوع تعریف است: قدرت علاقه‌مندی به آنچه دیگران برای خودشان انتخاب می‌کنند، مورد توجه و رضایت شما قرار بگیرد.
اما سوال اینجاست: چگونه می‌توانید به نقطه‌ای برسید که اجازه بدهید آنچه دیگران انتخاب می‌کنند بدون هیچ مخالفتی با انتظار‌های شما بخواند و تطبیق نماید؟
جواب خیلی ساده است. به‌وسیله دوست داشتن خودتان به واسطه اینکه احساس می‌کنید شما شخص زیبا و ارزشمندی هستید. زمانی شما به ارزش خوب خودتان واقف می‌شوید که برای ارزیابی خودتان اظهار نظر دیگران را نخواهید. هرگاه شما در وجود خودتان امنیت داشته باشید، شما نه می‌خواهید و نه احتیاج دارید که دیگران مثل شما باشند یا دائم شما را ستایش کنند.
هرگاه شما شخصیت بی ارزشی داشته باشید و خودتان را دوست نداشته باشید در اینصورت کمک دادن شما به دیگران غیر ممکن است. اگر شما فاقد عشق باشید چگونه می‌توانید آنرا به دیگران هدیه دهید؟
دوست داشتن بدنتان
ظاهر شما از نظر فیزیکی چگونه است؟ آیا هنگامیکه جلوی آینه می‌ایستید از ظاهر و فیزیک خود احساس رضایت می‌کنید؟
اگر جواب منفی است سعی کنید این عقیده منفی را از بیخ و بن بکنید و دور بریزید. کاری که باید بکنید این است که فهرستی از مواردی که مورد ایراد شماست تهیه کنید. شاید شما از بعضی علائم و نشانه‌‌های فیزیکی برخوردارید که آنها را دوست ندارید. اگر آنها از اجزای بدنتان است و امکان تغییری هست، تغییر دهید. این می‌تواند یکی از اهدافتان باشد. هرگاه شکمتان بزرگ است یا بینی شکسته و بزرگی دارید یا رنگ موی سرتان خوب نیست و با سلیقه شما نمی‌خواند، نسبت به ترمیم و تغییر آنها تصمیم بگیرید. اما در مورد آن قسمت‌هایی که قابل تغییر یا ترمیم نیست( پا‌های خیلی دراز ، چشم‌های باریک و... ) به آنها با نظر خوش بینی نگاه کنید. بهتر از هیچی است. پا‌های دراز داشتن بهتر از پا نداشتن است.
ازدواج کنید
ازدواج رابطه‌ای است بین زن و مرد که در آن استقلال مساوی است، وابستگی و تعهدات دو طرفه است و همه از عشق نشات می‌گیرد. یک رابطه که بر مبنای عشق بنا نهاده شده است و در آن به هر یک از طرفین اجازه داده می‌شود که دیگری آنچه می‌خواهد بدون تعهد و وابستگی انتخاب کند. معاشرت و رابطه‌ای است بین دو نفر انسان. آنها به قدری همدیگر را دوست دارند و نسبت به هم عشق می‌ورزند که هرگز انتظار ندارند دیگری چیزی غیر از آن باشد که او برای خودش انتخاب کرده است. یک ازدواج خوب که بر پایه شناخت کافی و درک متقابل و از همه مهم‌تر بر اساس عشق باشد، می‌تواند در جهت باروری و بارور کردن گام بردارد و هر دو همدیگر را از هر حیث به تکامل برسانند.
عشق روح و روان انسان را به آرامش می‌رساند و هدیه‌ای است از جانب خداوند به بشر که آنچنان قدرتمند است که اگر خوب گوش کنید شاید هنوز هم صدای تیشه فرهاد را از کوه بشنوید.
فراموش کنید
سوال اینجاست که چه چیز را فراموش کنیم؟
فراموش کنید خاطرات تلخ و احیانا تجربه‌‌های نا‌کام را و اگر کسی شما را رنجانده او را ببخشید و سعی کنید هر آنچه اتفاق افتاده فراموش کنید.
فراموش نکنید خاطرات شیرین و با هم بودن را. فراموش نکنید محبت‌های اطرافیان را و به کسی که کمکتان می‌کند و محبت می‌کند، به چشم یدالله نگاه کنید.
آری دستان خداوند که از آستین بعضی بندگان خاصش بیرون می‌آید.
حرف آخر
آدم‌ها اغلب نا‌معقول و خود خواهند، به هر حال آنها را ببخش.
اگر مهربانی کنی شاید تو را به داشتن اهداف پنهانی و سود شخصی متهم کنند، به هر حال مهربان باش.
اگر موفقی در کار‌هایت از دیگران پیشی بگیری، دشمنان سخت خواهی داشت، به هر حال موفق باش.
اگر درستکار و راستگو باشی ممکن است سرت کلاه برود، به هر حال راستگو باش.
آنچه را که سال‌ها زحمت کشیدی و ساختی ممکن است دیگران ناگهان از بین ببرند، به هر حال سازنده باش.
اگر به دیگران چیزی آموختی ممکن است قدردانت نباشند، به هر حال آموزنده باش.
اگر به شادی و آرامش دست یافتی ممکن است به تو حسادت کنند، به هر حال آرام و شاد باش.
اگر به دیگران نیکی کنی ممکن است فردا همه را فراموش کنند، به هر حال نیکوکار باش.
اگر جانت را در راه آرمانت فدا کنی ممکن است کافی نباشد، به هر حال فداکار باش.
برای اینکه آسوده باشی بدان‌که همه چیز بین تو و خداست.
پس به همین فکر کن و آسوده باش.

           

منبع مهدی تمجیدی – روزنامه تهران امروز