پیرمرد به حالت خسته، روی پتو نشسته و به مندیل رختخواب تکیه داده، سیگار می‌پیچد.


دختر جوان کنار بساط سماور مشغول دسته کردن اسکناس‌هایی است که کپه و درهم روی دستمالی چرک‌تاب ریخته.

دست و انگشتان دختر یک لحظه از حرکت باز می‌ماند.

ـ چیه بابا. تقلبی‌‌یه؟

دختر، روی اسکناسی که در دست دارد خم می‌شود و خیره می‌ماند.
ـ نه بابا!. . . درسته. . .
دختر، اسکناس را گوشه دستمال می‌گذارد و به کار خود ادامه می‌دهد

[تصویر: ra-minimal.jpg]