وقتی عاشقی عقل کار نمی کنه یعنی عشق و عقل نمی تونند کنار هم باشند . عشق کورت می کنه ولی دوست داشتن چشماتو باز می کنه .
وقتی عاشقی فقط فکرت رسیدن به معشوقه ، ولی وقتی کسی رو دوست داری برات خوشبتی و سعادت اون مهمه ، چه بهش برسی ! چه نرسی !
وقتی عاشقی حاضری معشوقت بمیره ( اونو بکشی ) ولی دست کس دیگه ای بهش نرسه . ولی وقتی دوستش داری دعا می کنی کاش بمیری تا نبینی اون کنار دیگری قرار می گیره . اگه بهش نرسیدی براش آرزوی
خوشبختی می کنی .
وقتی عاشقی می خوای که معشوقت هم عاشق تو باشه ، می خوای هر طور شده بهش بفهمونی که تو بیشتر از اون عاشقی . ولی وقتی کسی رو دوست داری ، احساس می کنی تا نهایت دوست داشتن جا برای
دوست داشتنش هست . پس سعی می کنی هرروز بیشتر دوستش داشته باشی .
وقتی عاشقی مشکلاتتو با معشوقت قسمت می کنی ( دوست داری سرتو بزاری تو سینه معشوقتو از دلتنگی هات بگی از مشکلاتت بگی و های های گریه کنی ) . ولی وقتی کسی رو دوست داری می خوای که مشکلات فقط مال تو باشه ( سختیها و مشکلاتو برا خودت زمزمه می کنی یا تو دلت با اونها مبارزه می کنی نکنه که اون بفهمه و ناراحت بشه . وقتی که بغضت می ترکه پشتتو بهش می کنی تا اشکاتو نبینه .)
وقتی عاشقی معشوق قربانی این عشق می شه . ولی وقتی کسی رو دوست داشته باشی این تویی که قربانی می شی .