دستانم بوی گُل می داد، مرا به جرم چیدن گُل محکوم کردند؛ اما هیچکس فکر نکرد که شاید من یک گُل کاشته باشم!

 

« ارنستو چگوارا »

 

 

http://dat.persianblog.ir/post/30/