مادربزرگ 63 ساله تصمیم گرفت که فاصله دو شهر طولانی را پیاده روی کند. او پیاده روی خود را شروع کرد و وقتی به شهر مورد نظر رسید ، در آنجا روزنامه نگارها با او مصاحبه کردند. می خواستند بدانند که آیا اندیشه این راهپیمایی طولانی او را به وحشت نینداخته است؟ چگونه جرأت کرد پای پیاده تن به این سفر بدهد؟

مادربزرگ جواب داد: برداشتن یک قدم نیازی به شجاعت ندارد و این کاری است که من کردم. من تنها یک قدم را برداشتم و آنگاه نوبت به قدم بعدی رسید. بعد از قدم دوم، قدم سوم را برداشتم و آنقدر ادامه دادم تا به اینجا رسیدم.