پرنده بزرگ با دوبال!

دو نفر توریست در جنگل‌های آفریقا راه خود را گم کردند. پس از چند ساعت بالاخره به سیاه پوستی رسیدند و از او پرسیدند: تو، مرد سیاه، تو دیدن یک پرنده، بزرگ، با بال بزرگ؟

مرد سیاه پوست گفت: پرنده بزرگی را ندیده‌ام، اما سه کیلومتر آن‌ طرف‌تر یک بوئینگ 727 روی باند فرودگاه نشسته است!

 

***

ماهیگیر واقعی!

اولی: یک ماهیگیر برای ماهیگیری به چه چیزهایی نیاز دارد؟

دومی: چوب ماهیگیری، قلاب، سطل، تور و دستهای خیلی خیلی دراز تا بتواند بعداً به دیگران بفهماند که ماهی‌هایی را که او گرفته، چقدر بزرگ بوده‌اند!

***

سگ تودار!

مردی از فروشنده حیوانات پرسید: این سگ از چه نژادی است؟

فروشنده گفت: این یک سگ پلیس است.

مرد: ولی ریختش به سگ پلیس نمی‌خورد.

فروشنده :نبایدم بخورد، چون سگ پلیس مخفی‌ است!

 ***

صد صدی!

خبرنگاری از مرد صد ساله‌ای پرسید: حالا با این هزار مارک پولی که شهرداری برای صدمین سال تولدتان به شما داده است می‌خواهید چکار کنید؟

پیرمرد جواب داد: آنرا برای روزهای پیری نگه می‌دارم!      

 

ترجمه از زبان آلمانی: هادی بنایی

 

 Keywords:

Jokes in German About Fisherman , Police dog , Reporter By Hadi Banaei

منبع : http://www.golagha.ir