مردى به حلوا فروشى گفت: یک من حلوا به من نسیه بده.

 حلوافروش گفت: اول کمى بچش و ببین حلواى خوبى است‏یا نه.

 اوگفت: من الآن قضاى روزه رمضان سال پیش را گرفته‏ام.

 حلوافروش گفت: پناه بر خدا اگر با شخصى چون تو معامله کنم; تو قرض خدا را از سالى به سال دیگر عقب انداخته‏اى با من چه خواهى کرد.!!!